تبليغاتX
انتخاب علی دایی را به عنوان سرمربی تیم ملی از طرف وبلاگ یاران وحید هاشمیان تبریک می گوییم و برای ایشان آرزوی موفقیت داریم.وبلاگ یاران وحید هاشمیان وبلاگ یاران وحید هاشمیان
طرفداران محبوب (قلب ها)وحید هاشمیان

                                 وحید وارد ایران شد.

وحید هاشمیان که بعد از پایان مسابقات بوندس لیگا در آلمان به استراحت می پرداخت نیمه شب چهارشنبه وارد تهران شد تا ضمن دیدار با خانواده به تمرینات تیم ملی ملحق شود. 

+ نوشته شده در  86/03/17ساعت 0:56  توسط دریا | 
         حدس بزنید و در مسابقه شرکت کنید

شماره تلفن هلیکوپتر جهان را حدس بزنید

و همچنین به ما بگویید دستگاه موبایل او چیست ؟

۲۵.....۰۰۴۹۱۷۳

۵ رقم وسط راحدس بزنید و به همراه مدل و مارک دستگاه موبایل در قسمت نظرات وارد کنید تا در مسابقه شرکت نمایید.

+ نوشته شده در  86/03/12ساعت 16:14  توسط دریا | 
          حدس بزنید و در مسابقه شرکت کنید

شماره تلفن هلیکوپتر جهان را حدس بزنید

و همچنین به ما بگویید دستگاه موبایل او چیست ؟

۲۵.....۰۰۴۹۱۷۳

۵ رقم وسط راحدس بزنید و به همراه مدل و مارک دستگاه موبایل در قسمت نظرات وارد کنید تا در مسابقه شرکت نمایید.

+ نوشته شده در  86/03/09ساعت 15:27  توسط دریا | 
نام باشگاه : هانوفر
لقب باشگاه : Die Roten,قرمز ها
سال تاسيس : 1896
رئيس باشگاه : مارتین کایند

اسپانسر : Tui
اسپانسر ورزشي : Uhlsport
ورزشگاه : AWD Arena

لباس : قرمز و مشکی

هانوفر در سال 1896 تاسیس شد. بزرگترین موفقیت باشگاه قهرمانی در رقابت های باشگاهی آلمان در سال های 1938 و 1954 و جام حذفی آلمان در سال 1992 بوده است. هانوفر در سال 2002 صعودی دوباره به دسته یک را تجربه کرد. از آن زمان هانوفر همواره در خطر سقوط بوده است. با این حال این تیم فصل 06-2005 را با عنوان دوازدهمی به پایان رساند.

+ نوشته شده در  86/02/10ساعت 14:30  توسط دریا | 

                                    سرمايه هاي ملي را اينگونه به تاراج ندهيم

در پاسخ به رسانه ملي كه فقط داعيه ملي بودن را دارد مبني بر پخش نكردن بازيها و اخبار وحيد هاشميان فوتباليست خوب كشورمان فقط مي توانم بگويم :

چه ظلمي بر خود روا مي دارند آنانكه به خورشيد پشت كرده و هيچ نمي بينند جز سايه خود بر زمين !

و در پايان به آقاي هاشميان ميگويم :

سنگي كه طاقت ضربه هاي تيشه را ندارد تنديسي زيبا نخواهد شد، از زخم تيشه خسته نشو كه وجودت شايسته تنديس است .

+ نوشته شده در  86/01/28ساعت 13:47  توسط دریا | 

همگی به یاد داریم اگر در آخرین دقایق دیدار با قطر گل نمی زدیم و به نتیجه 2-2 رضایت می دادیم شاید از مرحله نخست رقابتهای انتخابی جام جهانی 2006 نمی توانستیم بالا برویم  و جواز حضور را به دست بیاوریم .وحید هاشمیان که بعد از 2 سال دوری از تیم ملی با یک گل به قطر توانست به ایران کمک شایانی کند تا به مرحله بعدی  مسابقات جام جهانی راه یابد ، زندگی حرفه ای اش با پستی و بلندی و سختیهای فراوان همراه بوده است و هیچ گاه برای رسیدن به هدف ناامید نشده و کارنامه زندگی او نشان می دهد که بارها سقوط به نقطه ابتدایی و آغاز او را از رسیدن به هدف مایوس نکرده است . او که پدرش را در 6 سالگی از دست داد و مادرش با تمام وجود مشوق و همراه او بوده است ، فوتبال را از محله امامزاده حسن تهران شروع کرد و بعدها تیم فتح و پاس پله های ترقی شدند برای حضور او در تیم ملی و بوندس لیگای آلمان . بعد از سه سال حضور در تیم پاس به آلمان رفت و در سالهایی که در تیم هامبورگ حضور داشت روزهای تلخ و دشوار همراه با مصدومیتهای فراوانی را پشت سر گذاشت و همین تلخی دلیلی شد تا تیم هامبورگ را با تمام امکانات و بزرگیش ترک کند و به تیم بوخوم بپیوندد .

درسالهای 2004-2003 تیم بوخوم توانسته بود برای اولین بار به جام یوفا راه پیدا کند و در لیگ آلمان بالاتر از تیمهایی نظیر دورتموند ، هامبورگ و شالکه و در مکان پنجم قرار بگیرد .و بهترین فصل خود را در بوندس لیگا تجربه کند و هاشمیان در این پیروزیها نقش بسزایی را ایفا کرده بود. او در این تیم به تعداد شماره پیراهنش (16) گل و 6 پاس گل را به ثمر نشاند و توانست در آن سالها لقب چهارمین گلزن بوندس لیگا را از آن خود کند اما این روزهای به یاد ماندنی هیچگاه در سال 2005-2004 برای او اتفاق نیفتاد . او یک فصل کامل را در بایرن مونیخ سپری کرد اما نتوانست نظر فیلیکس ماگات را جلب کند و نیمکت نشین بایرن شد تا اینکه به هانوفر آمد و تصمیم گرفت ارزشهایش را در تیم دیگری به رخ ماگات و بایرنی ها بکشد تا اینکه یک فصل دیگر در حالتی دشوارتر و با ترافیکی از بازیکنان در خط حمله برای ترکیب اصلی بایرن مبارزه کند .

مهاجم شماره 16 و گرانترین خرید در تاریخ باشگاه هانوفر که از سال 2004-2001 در بوخوم و زیر نظر پیتر نویرورر بود و همچون هلی کوپتر حریفان را گلباران میکرد دوباره در کنار همان مربی سابقش راه گلزنی را پیدا کرد و اولین و دومین گل فصل 2006-2005 خود را در اولین و دومین بازی هانوفر تحت رهبری نویرورر به ثمر رساند و همچنان تا سال 2008 با این تیم قرارداد دارد .

او که پس از پیوستنبه بایرن و کلی کش و قوس نظرش نسبت به بازی در تیمملی عوض شده بود به حکم ایرانی بودن و برای کشور و هواداران تصمیمش را گرفت و اعلام کرد برای بازی با اردن می آیم و در روزهای سخت مرحله اول به تیم پیوست ، در بازی با اردن پاس گل داد و در جاییکه حتما باید قطر را       می بردیم و حتی تساوی مارا از گردونه رقابتها حذف می کرد به قطریها گل زد و در مقابل ژاپن هم دوبار ژاپنیها را گزید . او برای ایران هم گل می زد و هم با اشک می خندید و این گل هدیه نوروزی خوبی به ایرانیان بود تا آنها جایگاهخود را در جام جهانی مطمئن تر ببینند. او دوست داشت در تیم ملی بازی کند چون معتقد است وقتی برای باشگاه بازی می کنی و گل می زنی شادی هواداران تیم پاداش مالی دارد ولی  گل ملی یک احساس عجیب به تو هدیه می کند که که این احساس خریدنی نیست .

وحید در جام جهانی نیز با وجود مصدومیت بنابر گفته کارشناسان داخلی و خارجی یکی از معدود بازیکنان خوب ایران بود. ضرباتی که او به سوی دروازه های پرتغال و مکزیک زد از جمله صحنه هایی بود که شاید تا سالها تماشاگران ایرانی آن را از یاد نبرند . اما پس از جام جهانی و در مرحله مقدماتی بازیهای آسیایی او به دلیل مصدومیتی که در بازی با آنگولا دچارش شده بود و تا هفته ها فیزیوتراپی را دنبال می کرد و پزشکان او را از سفرهای طولانی منع می کردند  با صلاحد ید مربی تیم، آقای قلعه نویی بازی با سوریه در تهران را از دست داد اما او پس از از این همراهی نکردن مورد تهاجم انتقاداتی قرار گرفت که او را به     بی تعصبی و نداشتن عرق ملی متهم کردند و اینگونه در روزهایی که تیم های کره جنوبی و سوریه با فراخوان همه نیروهای داخلی و لژیونرهایشان سعی در کسب بهترین نتیجه را در مقابل ایران داشتند ما در ایران بازیکن خود را به خائن بودن و این که کشورشان را دوست ندارند متهم می کنیم و فراموش کرده ایم فردی را که به همین راحتی مورد حمله و تهاجم روحی و روانی قرار می دهیم ، زمانی که تیم ملی مشکلات زیادی داشت و در آستانه حذف از مرحله انتخابی جام جهانی قرار گرفته بودیم خلاف همه اختلافهایی که با فدراسیون فوتبال داشت به خاطر تعصب و دینی که به ملت و میهن داشت به تیم ملی بازگشت و به عنوان یکی از سربازهای ملی و به عشق وطن در دوبازی مهم حتی گلزنی هم کرد و حتی در جواب انتقادات  مغرضانه به ادبیات نادرست و غیر محترمانه هم روی نیاورد.او با اینکه تاکنون گلهای کمی را برای تیم ملی به ثمر  رسانده (12)ولی هرکدام به نوعی گلهای سرنوشت ساز بوده اند همانگونه که  در مرحله مقدماتی بازیهای آسیایی و در بازی با کره هلی کوپتر نجات شد و نقشه های چشم بادامی ها را مقابل چشم هزاران تماشاچی کره ای نقش بر آب کرد و پیام آور شادی برای فوتبال ایران و همه منتقدانش شد .

                                                                                                              
+ نوشته شده در  86/01/17ساعت 10:41  توسط دریا | 

گفتگو با مادر وحيدهاشميان

محترم معيني ، مادر 60 ساله وحيد است. او بزرگترين مشوق پسر در گرايش به سوي فوتبال بود.

خانم معيني وحيد چندمين فرزند شماست؟

بچه آخر من است. غيراز وحيد 3 پسر و 2 دختر ديگر هم دارم. البته يكي از پسرهايم در دوران جنگ مفقود الاثر شده است.

چگونه اين اتفاق افتاد؟

اصغر پسر اولم خلبان هواپيماي جنگي بود. در سالي 1360 در يكي از عمليات ها هواپيماي او مورد اصابت گلوله هاي ضد هوايي قرار مي گيرد. بعضي ها مي گفتند كه او و هواپيمايش هر دو پودر شده اند و بعضي ديگر معتقد بودند ممكن است سقوط كرده باشد. به هر حال در اين سالها هيچ خبر موثقي به ما نرسيده است و همچنان متنظريم.

درآن زمان چند سال داشت؟

فقط 24 سال داشت. غم از دست دادن پسرم، طاقت را از ما گرفت. يكسال بعد همسرم فوت كرد و مرا با كوله باري از مسووليت تنها گذاشت. در آن زمان وحيد 5 سال  بيشتر نداشت

پس برايش هم مادر بوديد و هم پدر؟

واقعاً سخت است. نمي دانيد در اين سالها چه كشيدم. از يك طرف بايستي به تنهايي بار زندگي را به دوش مي كشيدم و از سوي ديگر سعي مي كردم طوري رفتار كنم كه بچه ها براي نداشتن پدر ناراحتي احساس نكنند، گاهي وقتها كه سختي زندگي به من فشار مي آورد، در نبود بچه ها و در تنهايي ساعتها گريه مي كردم، اما وقتي آنها مي آمدند مدام مي خنديدم و نمي گذاشتم حتي يك لحظه غم به دلشان راه يابد.

 پس فقط وحيد ازدواج نكرده؟

بله، او فعلاً تصميم به اين كار ندارد. مي گويد تازه كارهايم روي غلتك افتاده. بنابر اين مي خواهم در حال حاضر فقط به فوتبال بپردازم و پس از آن با خيالي راحت تشكيل خانه و زندگي بدهم. هر وقت اراده كند، برايش به خواستگاري مي روم.

 دوست داريد از خارج زن بگيريد؟

راستش را بخواهيد، به هيچ وجه راضي نمي شوم يك دختر خارجي بگيرد. مگر دخترهاي خودمان چه عيبي دارند؟ اين همه دخترها ي اصل و نسب دار، فهميده و تحصيلكرده در ايران است كه هر كدام براي خودشان يك كدبانو هستند.

 الان كه بچه ها سرو سامان گرفته اند، چه احساسي داريد؟

خدا را شكر مي كنم كه صبر و تحمل و زحمات من نتيجه داد. الان هر وقت، هر كدام از آنها را مي بينم كلي لذت مي برم. مخصوصاً وقتي وحيد گل مي زند و روز به روز بيشتر پيشرفت مي كند، واقعاً احساس خوشبختي مي كنم. او زحمات مرا بي نتيجه نگذاشت.

 درجبران ساليان زحمت، چه توقعي از بچه هايتان داريد؟

هيچ توقعي. فقط از خدا مي خواهم هميشه آنها را در راه مستقيم قرار دهد. دراين صورت است كه در زندگي هايشان موفق مي شوند و پيشرفت خواهند كرد، من هم سرافرازمي شوم.

 چند وقت يكبار به شما سر مي زنند؟

نمي شود گفت هرشب به ديدنم مي آيند، اما هفته اي دوسه شب به من سر مي زنند. نوه هايم بيشتر اوقات با من در تماسند؛

از اين كه وحيد از شما دور است، ناراحت نيستيد؟

طبيعي است كه خيلي برايش دلتنگ مي شوم و دلم هوايش را مي كند، اما كوچك ترين نگراني اي بابت او ندارم؛ چون مي دانم چه پسري بارآورده ام. او بسيار با ايمان و مقيد است و سعي مي كند هميشه طوري رفتار كند كه هم اصالتش را به عنوان يك ايراني حفظ كند و هم خدا از دستش راضي باشد. هنگامي كه وحيد در هامبورگ بازي مي كرد، من 2 بار به آنجا رفتم.

 تصميم نداريد دوباره به آلمان برويد؟

فعلاً كه نه، اما هر شب با يكديگر در ارتباط هستيم. اگر يك شب تماس نگيرم و يا او زنگ نزد، آن شب خوابمان نمي برد.

معمولا وقتي هم مي خواهد براي بازي به يك شهر ديگر برود، با من تماس مي گيرد و مي خواهد برايش دعا كنم.

اين همه علاقه به فوتبال درديگر فرزندانتان هم وجود دارد؟

نه اصلاً ، هيچكدام از بچه هاي ديگرم به ورزش علاقه اي ندارند. يكي از نوه هايم ورزشي است. او كونگ فو كار مي كند، اما فوتبال نه. نمي دانم وحيد دراين زمينه به چه كسي شبيه است. البته خود من از همان اول خيلي به فوتبال علاقه داشتم.

فكر مي كرديد روزي بين چهره هاي برتر يك ليگ اروپايي قرار گيرد؟

وقتي وحيد بچه بود و من آن همه عشق و علاقه اش را مي ديدم، هميشه از خدا مي خواستم او در جايي قرار گيرد كه پيشرفت كند وهمين طور هم شد.

نمي دانيد چقدر به فوتبال علاقه داشت! وقتي از مدرسه مي آمد، بچه ها را درحياط جمع مي كرد و فوتبال بازي مي كردند و شبها درسش را مي خواند، او درسش هم خوب بود و نمراتش كمتر از 17،18 نمي شد

+ نوشته شده در  86/01/10ساعت 3:2  توسط دریا | 

  RSS  

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس