تبليغاتX
انتخاب علی دایی را به عنوان سرمربی تیم ملی از طرف وبلاگ یاران وحید هاشمیان تبریک می گوییم و برای ایشان آرزوی موفقیت داریم.وبلاگ یاران وحید هاشمیان وبلاگ یاران وحید هاشمیان
طرفداران محبوب (قلب ها)وحید هاشمیان
سلام دوستان.امروز یکی از مصاحبه های وحید رو براتون میذارم.زیاد جدید نیست ولی جالبه

امیدوارم خوشتون بیاد.

 

مهاجم ملي پوش و ۳۰ ساله ايران با وجودي كه از لقب هلي كوپتر در فوتبال آلمان برخورداراست، اما خود را در هواپيما مطمئن‌تر احساس مي‌كند.نشريه كيكر يك گفت‌وگوي ويژه با او انجام داده كه در نوع خود جالب است. متن كامل اين گفت وگو به اين شرح است:‌


اگر فوتباليست نمي‌شدي، دلتا‌ن مي‌خواست چكاره شوي؟
در دوران كودكي هميشه دوست داشتم خلبان شوم.‌


اولين رويداد بزرگت چه بود؟
با داشتن تنها چهار سال سن به ورزشگاه رفتم و ميان چهل هزار تماشاگر نشستم.‌


پول توجيبيتان را چگونه به‌دست مي‌آورديد؟
هميشه از بزرگترم مي‌گرفتم.‌


چه جوري به بهترين شكل خستگي را فراموش مي‌كنيد؟
با گردشي كوتاه در شهر، رفتن به سونا و شنا.‌


سلطان دوران كودكي‌ات چه كسي بود؟
هيچ وقت چنين كسي را نداشتم.‌


فكر مي‌كني، چه كاري را ديگران بهتر از تو انجام نمي‌دهند؟
خودم را بهتر از هر كس ديگري مي‌شناسم.‌


موقع شنيدن چه آهنگي ذوقي براي بلندتر كردن صداي راديو داري؟
همه نوع آهنگي گوش مي‌دهم.‌


چه چيزي تو را خشمگين مي‌كند؟
همواره مي‌كوشم تا آن قدر برخود مسلط باشم كه عصباني نشوم.‌


بدترين لحظه زندگي‌ات تا به حال چه بوده؟
وقتي كه به مدرسه مي‌رفتم برف مي‌آمد كه از راديو اطلاع داده شد مدارس تعطيل هستند، اما از آن خبر نداشتم و بيست دقيقه در سرما ايستادم.‌


هلي كوپتر هستي يا جت؟
با وجودي كه به من لقب هلي كوپتر دادهاند، اما داخل جت احساس امنيت بيشتري مي‌كنم.‌


در تيم بايرن مونيخ به صورت جدي مطرح نشدي.‌ با اين حال باز هم در خيال پيوستن به تيم بزرگي هستي؟
اميدوارم روزي برسد و از چنين فرصتي برخوردار شوم.


به امید موفقیت هلیکوپتر بوندسلیگا

+ نوشته شده در  86/02/03ساعت 23:26  توسط اکرم | 

انجایی که سال وماه به پایان می رسند من به اغاز می اندیشم.
اغاز وپایان در خیالم نیست.
باورم در امدن و رفتن است.

مهاجم ایرانی تیم فوتبال هانوفر آلمان در گفتگو با خبرگزاری مهر گفت: من از آن دسته بازیکنانی هستم که با یک بازی بد برای 5 بازی نیمکت نشین می شوند و باید تلاش کنند تا مجددا خود را به ترکیب اصلی تیم برسانند.

 

وحید هاشمیان با بیان این مطلب در خصوص دیدار تیمش برابر اشتوتگارت اظهار داشت: این بازی برای ما خیلی دشوار بود زیرا مقابل تیمی بازی می کردیم که دارای شانس قهرمانی است و برای حفظ این موقعیت نیاز به برد داشت.

 

وی ادامه داد: متاسفانه در آغاز این بازی شروع خوبی نداشتیم و دروازه مان باز شد اما رفته رفته جریان بازی را در دست گرفتیم. در نیمه دوم به مراتب بهتر از تیم میزبان بازی کرده و حتی موفق به زدن گل تساوی شدیم. در ادامه روی اشتباه مدافع مان گل دوم را دریافت کردیم و دیگر فرصتی برای جبران نتیجه نیافتیم. در کل مربی و حتی هواداران مان از عملکرد تیم در بازی برابر اشتوتگارت راضی بودند و فکر می کنم حداقل توانستیم بازی خوبی را در خانه اشتوتگارت به نمایش بگذاریم.

 

مهاجم ملی پوش فوتبال کشورمان خاطر نشان ساخت: مربی تیم از عملکرد کل بازیکنان رضایت خاطر داشت و از من نیز به خاطر اینکه یک پاس گل داده بودم راضی بود. قرار بود از هفته قبل در ترکیب اصلی قرار گیرم که به علت سرماخوردگی در دقایقی کوتاه به زمین رفتم اما این هفته در جمع نفرات اصلی بودم و بازی خوبی انجام دادم و توانستم در گلی که به ثمر رساندیم نقش داشته باشم.

 

وی خاطر نشان ساخت: این فصل هم گل زده ام و هم پاس گل داده ام. من یک مهاجم هستم و دوست دارم گل بزنم. در حال حاضر به عنوان هافبک بیشتر در نقش یک سازنده گل ظاهر می شوم و توانسته ام تا اندازه ای موفق باشم. در فوتبال هر بازیکنی با یک بازی بد که انجام می دهد برای 5 بازی نیمکت نشین می شود و بازیکن دیگر پس از 5 بازی خوب با یک بازی بد روی نیمکت می نشیند. من جز دسته اول هستم که با یک بازی بد روی نیمکت فرستاده می شوم.

 

هاشمیان در خصوص آینده خود در تیم فوتبال هانوفر گفت: هنوز برای فصل آینده تصمیم گیری نکرده ام . هنوز یک فصل از قراردادم با تیم هانوفر باقی است و باید به این تعهد پایبند باشم. در عین حال برای آینده طوری تصمیم گیری می کنم که به نفع خود وفوتبالم باشد.

 

مهاجم ایرانی تیم فوتبال هانوفر با دفاع از عملکرد این تیم طی هفته های اخیر تاکید کرد: تیم ما افت نکرده است . رویارویی با تیم های مطرح و صدرنشین باعث شد تا در نتیجه گیری ضعیف عمل کنیم. الان در بوندس لیگا شرایط دشوار شده است. تیم های بالای جدول برای قهرمانی می جنگند و تیم های نیمه پایین جدول به واسطه نزدیکی امتیازات به شدت در تلاش هستند. همین مسئله کار را دشوار کرده است. البته تیم ما به علت تغییراتی که در ترکیب اصلی به وجود آمده قدری ناهماهنگ عمل کرده و این مسئله بی تاثیر در ناکامی های اخیر نیست.

 

وی تصریح کرد: هدف ما این است که در پایان مسابقات بوندس لیگا جایگاهی در نیمه بالای جدول داشته باشیم. البته رسیدن به سهمیه جام یوفا خیلی دشوار است و تنها می توانیم نیم نگاهی به حضور در جام اینتر توتو داشته باشیم.

 

منبع:خبرگزاری مهر


+ نوشته شده در  86/01/28ساعت 16:41  توسط اکرم | 

هفته بیست و هشتم رقابت های بوندس لیگا لحظاتی پیش به پایان رسید و در یکی از دیدارها تیم بایرن موفق شد میزبان خود را شکست دهد.

 

به گزارش خبرگزاری مهر، تیم فوتبال بایرن مونیخ در حالی که نیمه اول را با شکست یک بر صفر مقابل هانوفر به رختکن رفته بود در نهایت موفق شد با دو گل دمیکلیس (53) و شواین اشتایگر (71)  این دیدار را با برتری به پایان برساند. تک گل هانوفر را بروکینگ در دقیقه 44 به ثمر رساند. هاشمیان در دقیقه 73 این دیدار به جای لالا وارد میدان شد

.

هامبورگ نیز طی یک دیدارخانگی با نتیجه سنگین 4 بر 2 مقابل میهمان خود اشتوتگارت شکست خورد.  اشتوتگارت در این دیدار ابتدا با گل های کاکائو(10)، خدیرا(13)، هیلبرت (27)و میرا(51) از میزبان خود پیش افتاد. یارولیم و اولیچ در دقایق 66 و 75 دو گل  برای هامبورگ به ثمر رساندند تا اندکی از شدت این شکست سنگین خانگی کاسته شود.

 

این در حالی است که خبرگزاری ایسنا علت نیمکت نشینی وحید هاشمیان را سرما خوردگی شدید وی ذکر کرده است.

 

+ نوشته شده در  86/01/18ساعت 22:13  توسط اکرم | 

«بگذار شیطنت عشق،چشمان تو را به عرياني خويش بگشايد،هرچند آنجا جز رنج و پريشاني

نباشد،اما كوري را به خاطر آرامش تحمل مكن »

سلام دوستان عزیز                                                  

امیدوارم تعطیلات تا الان بهتون خوش گذشته باشه.

خیلی خوشحالم تعدادمون داره بیشتر میشه.امیدوارم همگی موفق باشید.

 

امروز هم یکی از مصاحبه های وحید رو براتون میذارم.حتما تاآخرش بخونید.

 

بعضي مواقع نوشتن خيلي سخت مي شود. وقتي که ببيني «خواستن»، فاصله نقطه صفر تا 100 را چقدر کم مي کند.

جوان ۳۰ ساله محله امامزاده حسن در جنوب شهر تهران، حالا در شمال آلمان، در مرکز استان نيدر زاکسن، شهر نمايشگاهي کشور آلمان يعني هانوفر را انتخاب کرده و با يک دنيا اسم و رسم در آن توپ مي زند .

خودش مي گويد قرار نيست در هانوفر آرام بگيرد و روياي بازي در آاس رم را در سر مي پروراند و پس از آن هم مي خواهند تا بالاترين نقطه هاي مربيگري فوتبال پيش برود. با اين حال چنين فرد با اراده اي هم توان رودررويي با معضل ترافيک را ندارد و هر بار که به تهران مي آيد با تاکسي به اين سو و آن سو مي رود؛ چون معتقد است اين ترافيک اعصاب آهني مي خواهد! وحيد هاشميان با احساسات ناب ايراني و يک دنيا اراده که بارها سقوط به نقطه ابتدايي هم او را از رسيدن به هدف مايوس نکرده، ميهمان امروز شماست. اميدوارم اين گفتگو هماني باشد که مي خواهيد:

 

نقطه صفر چنين مصاحبه اي کجا مي تواند باشد؟
ايران محله امامزاده حسن.



اينجا کجاست؟
جايي که در آن بزرگ شدم و هيچ وقت فراموشش نمي کنم. جايي در جنوب تهران با بچه هاي بااستعداد مثل همه بچه هاي جنوب شهر.



محله دوران کودکي زميني براي فوتبال داشت؟
جايي بود به اسم کانون ميثم. اين کانون هم استخر داشت ، هم زمين چمن و هم کتابخانه. براي آن منطقه غنيمتي بود. من فوتبال را از اينجا شروع کردم.

 

وقتي شروع کردي کجا را مي ديدي؟


نمي شود گفت بايرن مونيخ و هانوفر و بوندس ليگا را؛ اما خيلي دوست داشتم پيشرفت کنم. فوتبال را خيلي دوست داشتم. فوتبال خارجي زياد مي ديدم. هميشه هم در دلم مي گفتم خدا کند من هم بتوانم در اين ورزشگاه ها فوتبال بازي کنم.



ولي باور نمي کردي پايت به آنجا برسد؟
به هر حال آرزو کردن اولين قدم براي رسيدن به چيزي است.

 

پرواز از کجا شروع شد؟


روزي با بچه محل ها مقابل يک تيم خوب که بازيکنان خوبي داشت بازي کرديم. ناصر عباسي بازيکن استقلال و رضا شاهرودي بازيکن پيروزي در آن تيم بودند.

 
من در آن بازي 2گل زدم. فردي به نام رحيم حداد زرين آمد و به من گفت : تو آينده خوبي داري اگر فوتبال را جدي بگيري به تيم ملي مي رسي.


او آن موقع مربي تيم فتح بود و مرا به تيمش دعوت کرد. من هم به دبيرستان مي رفتم و بعدازظهري بودم. قرار شد آخرين امتحان را که دادم به مربي زنگ بزنم. همين طور هم شد. وارد تيم جوانان فتح شدم. سال اول در دسته 2جوانان تهران 21گل زدم. هم آقاي گل شدم هم تيم ما به دسته يک رفت. سال بعد در دسته اول تهران سوم شديم. 3سالي که در فتح بودم خيلي خوب رشد کردم.



پس چرا از اين تيم جدا شدي؟
در فوتبال زماني مي رسد که احساس مي کني بايد موقعيت خودت را تغيير دهي. خدمت سربازي بهانه ايجاد اين تغيير شد و من به پيشنهاد حسين فرکي به پاس رفتم.



چند سال در پاس بودي؟
3سال. اتفاقا سالهاي حضور در تيم پاس هم سالهاي خوب و خاطره انگيزي بود.



بعد هم که تيم ملي و بوندس ليگا؟
بله. هامبورگ ، بوخوم ، بايرن مونيخ و هانوفر مثل اين که روزهاي اول حضور در هامبورگ خيلي سخت گذشت. من تجربه زندگي انفرادي را نداشتم. برايم خيلي سخت بود.

روزهاي خيلي بدي را پشت سر گذاشتم ، ولي در اين 6سال هيچ وقت نااميد نشدم. حتي در روزهايي که مصدوميت ، عرصه را به من تنگ مي کرد.

 

در آن روزها بازي در تيم ملي هم دردي را دوا نمي کرد؟
اتفاقا من براي اميد گرفتن مي آمدم ، ولي هر دفعه که مي آمدم اينجا بدتر مي شدم. بي روحيه تر و سرخورده تر. در تيم ملي زياد به من بازي نمي رسيد. وقتي بر مي گشتم از بازي در هامبورگ محروم مي شدم.

اصلا حسادت نمي کردم ولي مي ديدم توانايي انجام کاري را دارم که ديگر همکارانم در تيم ملي از انجام آن عاجز بودند. اين شرايط ادامه داشت تا مصدوم شدم.

 
روزهاي مصدوميت يک ورزشکار روزهاي ويژه اي است که اگر مقاوم نباشد، نابود مي شود. بعد از آن که در ژاپن عضله شکم من پاره شد به آلمان برگشتم و 4ماه دوران نقاهت من به دويدن صرف گذشت.
فيزيوتراپ تيم (هرمن) هميشه در باشگاه بود. وقت و بي وقت مي رفتم در مي زدم و او را از استراحت مي انداختم. به هر حال نبايد اميدم را از دست مي دادم. حتي در جنگل مي دويدم ، ولي متوقف نمي شدم. بلافاصله بعد از بهبودي ، بيني ام در يک بازي دوستانه هامبورگ شکست. آنهايي که داستان مرا مي دانستند خيلي دلشان به حالم سوخت.

 
فرانک ، پزشک تيم سعي مي کرد مدام به من دلداري بدهد. فاصله آن جزيره (محل مصدوميت) تا بيمارستان را با کشتي طي کرديم و در تمام طول درمان هم فرانک پيش من بود. اين حادثه باعث شد دوست خوبي مثل او پيدا کنم.

اين دوستي هنوز هم ادامه دارد و هميشه به من مي گويد هيچ وقت فکر نمي کردم بعد از اين 2مصدوميت بتواني دوباره به فوتبال حرفه اي برگردي.



روزهاي تلخي را در هامبورگ گذراندي؟
بله. خيلي تلخ و به همين دليل مجبور شدم به بوخوم بروم. البته اولش شک داشتم. به هر حال هامبورگ يک تيم بزرگ و پرامکانات بود و بوخوم يک تيم کوچک و دسته دومي. مربي تيم بوخوم آن موقع برنارد ديتس بود، ولي اوايل فصل عوض شد و پيتر نويوآ آمد. همان فردي که در ايران به نوي رورر معروف است. تيم با او اوج گرفت.


به من اعتماد داشت و بعد از مدتها توانستم جايي در تيم پيدا کنم و به همين دليل تصميم گرفتم ديگر اين جايگاه را از دست ندهم.



چه چيزي جايگاهت را به خطر مي انداخت؟
ادامه وضعيت گذشته در تيم ملي.

 

چه وضعيتي؟
مقدماتي جام جهاني 2002بود. به تهران آمدم. بعد از 2بازي تيم ملي متوجه شدم آش همان آش است و کاسه همان کاسه.


مربي تيم بلاژه ويچ بود. به او گفتم فکر مي کنم بود و نبود من براي تيم شما يکسان باشد. به همين دليل اجازه مي خواهم ديگر نيايم. ساکم را برداشتم و به آلمان برگشتم.
در بوخوم جايگاه ثابتي داشتم تا آن که موقع دويدن در جنگل پايم پيچيد. چون هوا سرد بود و من هم خوب گرم نکرده بودم اين مصدوميت 50روز مرا از صحنه دور کرد.

 
در اين مدت کريس يانسن ، بازيکن جايگزين من خيلي خوب گل زد و تا آخر فصل به من بازي نرسيد. آن سال به دسته اول بوندس ليگا صعود کرديم و در همان سال اول نهم شديم.


سال بعد 4پله صعود کرديم. براي ما خيلي جالب بود که شالکه و دورتموند پايين تر از ما قرار گرفته اند. حضور در جام يوفا براي تيمي مثل بوخوم افتخار بزرگي بود.
من در سالهاي حضور بوخوم در دسته اول خيلي خوب کار کردم و خوشبختانه ديگر مصدوم نشدم. بعد از حضور در جام يوفا چند پيشنهاد خوب داشتم که بايرن بهترين آنها بود.



چرا به بايرن؟ از تيمي به قول خودت کوچک به تيمي تا اين حد مهم؟
فکر مي کردم موفق مي شوم. ارزيابي خودم اين بود. الان هم وجدانم ناراحت است. باور کنيد من سعي خودم را کردم، ولي موقعيت مناسبي براي من فراهم نشد. اينها را به گردن مربي هم نمي اندازم.او در ابتداي فصل 3-2 فرصت به من داد که آن روزها بايرن خيلي بد بازي مي کرد. همه بد بودند و هيچ توپي هم براي من نيامد. بعد هم که روي نيمکت نشستم تا فصل تمام شد.

 

اسم اين را چه مي گذاري؟

هر چه باشد بدشانسي نيست. من اصلا رابطه خوبي با اين کلمه ندارم. عدهاي مي گويند در بايرن فضا، ضد غيربومي هاست. اين ايده را هم قبول ندارم. الان بازيکناني از پاراگوئه، هلند، برزيل، پرو بوسني به طور ثابت براي بايرن بازي مي کنند. حتي علي کريمی هم چند بازي در ترکيب اول به ميدان رفته.

بايرن يک تيم بزرگ است. يک مجموعه اقتصادي بزرگ که مي خواهد در قبال سرمايه گذاري، به اهداف اقتصادي اش برسد. آنها مثل ماشين فکر و کار مي کنند. اين وسط جايي براي عاطفه باقي نمي ماند. اصلاً منطقي هم نيست که کلي بابت يک بازيکن پول بدهد تا او را خراب کند. من فکر مي کنم شرايطي که در يک مقطع خاص زماني بر يک بازيکن يا مجموعه تيم حاکم مي شود در سرنوشت بازيکن نقش عجيبي را بازي مي کند. تورستن فرينگز، سامي کوفور، توماس لينکه و هارگريوز همه از خوبهاي بوندس ليگا بودند، اما همين شرايطي که مي گويم يا آنها را از ترکيب تيم و يا کلا از بايرن مونيخ جدا کرد. وقتي ديدم اين شرايط قرار است براي من ادامه داشته باشد تصميم به جدايي گرفتم در حالي که من تا سال 2007 قرارداد داشتم و پول خوبي هم مي گرفتم. مي توانستم تا سال بعد از جام جهاني در بهترين شهر و بهترين تيم آلمان بمانم ولي همان يک سال حضور در بايرن تجربه هاي سنگيني به من منتقل کرد و مي خواستم جاي ديگري خودم را امتحان کنم.

 

عضويت در بايرن جريان قدرتمندي را براي حضور دوباره ات در تيم ملي به وجود آورد.

من واقعاً نمي خواستم ديگر براي تيم ملي بازي کنم. اين نظر قطعي من بود. حال عده اي که وحيد هاشميان را به بي تعصبي و ايراني نبودن متهم مي کردند به وجدانشان واگذار مي کنم. ذره ذره وجود من پر از عشق به اين خاک است. اگر هم برگشتم احساس کردم تيم ملي در راه جام جهاني نبايد ناکام بماند و اگر باز هم نتوانيم به جام جهاني برويم، به فوتبال ما خيانت مي شود. اين فوتبال و حتي نسل هاي بعدي لطمه مي خورند. اين بود که ريسک کردم و برگشتم.

ريسک؟

بله چون اگر تيم ناکام مي شد همه چيز به گردن من مي افتاد. من در روزهاي بدي به تيم ملحق شدم. روزهاي سخت مرحله اول جايي که حتماً بايد قطر را مي برديم و با کمک خدا برديم.

وقتي کنار کشيدي نترسيدي؟

مگر غير از خدا از چيز ديگري بايد ترسيد؟ من حرفم را زدم. حقيقت را گفتم و به کسي هم بي احترامي نکردم. الان هم خوشحالم که حرف دلم را زده ام. من دوست داشتم در تيم ملي بازي کنم چون وقتي يک گل ملي مي زنم مردم کشورم خوشحال مي شوند.

 

گل باشگاهي فقط شادي هواداران تيم و پاداش مالي برايت دارد. ولي گل ملي يک احساس عجيب به تو هديه مي کند. اين احساس خريدني نيست. من به خاطر اين احساس دوست داشتم در تيم ملي بازي کنم ولي وقتي با من با صداقت برخورد نشد، گذاشتم و رفتم.

نمي خواهم زياد پرونده هاي قديمي رابه هم بريزم ولي خيلي ها مي خواهند بدانند اينهايي که صداقت در کارشان نبود چه کساني هستند؟

نمي توانم از کسي اسم ببرم. ببينيد فضاي اردوي تيم ملي اصلا فضاي خوبي نبود. من با همه توانايي ام بايد کنار مي ماندم. بازي با عربستان در تهران (ابتداي بازيهاي مقدماتي جام جهاني 2002) اصلاً از من استفاده نشد. در تايلند هم همين طور. بعد من تصميم گرفتم جدا شوم. بليت گرفتم براي آلمان. مرحوم رنجبر به من گفت چرا داري جدا مي شوي. من هم گفتم تا حالا منظم بودم، خوب تمرين مي کردم و در خدمت تيم بودم. اما واقعاً نه من مي توانم به تيم ملي کمک کنم و نه تيم ملي به من. پس بهترين راه، جدايي است. گفت براي بازي با عراق خيلي روي تو حساب کرده ايم، ولي من همانجا خداحافظي کردم. فکر مي کنم آن موقع هم در تيم ملي باخته بودم و هم در هامبورگ.

اين تصميم تا چه زماني سرجايش بود؟

من از هامبورگ به بوخوم رفتم. فکر مي کنم روزهاي حضور در بوخوم خيلي براي من مفيد بود. روزهايي براي استقلال فکري و خودسازي. روح من در بوخوم تراش خورد چون واقعاً هيچ کس را نداشتم و به هيچ چيز جز رسيدن به نقطه اوج فکر نمي کردم.

 

سال او حضور در دسته اول 10 گل و سال دوم 16 گل زدم. بعد که به بايرن رفتم برانکو مرا دعوت کرد، ولي يک کلام به او گفتم نه. مي ترسيدم باز هم داستان سال 2001 تکرار شود.

اما هر روز در ايران يک داستان براي وحيد هاشميان مي ساختند. بي غيرت، وطن فروش، بي تعصب و هزار عنوان ديگر هم شده خاص من. ولي در جواب هيچ کدام از آنها به ادبيات نادرست و غيرمحترمانه روي نياوردم. من بازيکني نيستم که 20 دوست خبرنگار داشته باشم. هيچ وقت هم حاشيه نداشته ام. سعي کردم اين مرحله بحراني را هم بدون مشکل پشت سر بگذارم. زماني به تيم اضافه شدم که احساس کردم وظيفه ام به عنوان يک ايراني حکم مي کند. جايي که حساس و تعيين کننده بود و فکر مي کنم چه در مرحله اول و چه در مرحله دوم به وظيفه ام عمل کردم.

الان اردوي تيم ملي چه فرقي با آن زمان که ترکش کردي دارد؟

الان فضا سالمتر شده. ديگر انحصار يکي دو نفر يا يکي دو تيم نيست. يکي از ابومسلم است، 2 تا از سپاهان، 3 تا از فولاد و چند تا هم از تميهاي ديگر. حاشيه هاي اين تيم کمتر از گذشته است.

واقعا؟

احساس من اين است.


سين جيم غير فوتبالي:

 
چقدر مطالعه مي کني؟
خيلي. بيشتر وقت من در تنهايي به مطالعه مي گذرد.

کتاب يا روزنامه؟
هر دو.

چه کتابهايي؟
کتابي مي خوانم که تاثير بگذارد. کتاب کيمياگر (پائولو کوئيلو) خيلي روي من اثر گذاشت. چون شخصيت داستان را خيلي به خودم نزديک حس مي کردم. حتي کتابهاي روانشناسي هم زياد مي خوانم. روانشناسي فرمولي (آنتوني رابينز) و کتابهاي وين داير را هم خوانده ام.

 

اينترنت چطور؟
تا دلت بخواهد. خيلي پاي اينترنت مي نشينم. زياد ايميل مي زنم. چت مي کنم. خلاصه کلي با آن سر و کله مي زنم.



سايت هم که داري؟
بله. البته کارهاي سايت را يکي از دوستانم انجام مي دهد. مي خواهم بخش خبري و بخش ورزشي آن را فعال کنم و با جذب درآمد، ديگر نياز به حمايت مالي نداشته باشد. دوست دارم اين سايت خيلي قوي کار کند.



به فکر ورود به مطبوعات هم افتاده اي؟
بله. مي خواهم در آينده يک مجله فوتبالي بزنم. اين اتفاق بالاخره روزي مي افتد، اما شايد وقتي که به ايران بازگشتم.



نمي خواهي وارد دنياي متاهلين شوي؟
6سال پيش اگر اين سوال را از من مي پرسيديد مي گفتم هيچ وقت ازدواج نخواهم کرد، اما خاصيت زندگي اين است که هر لحظه اش شرايط خاص خود را دارد.



يعني الان به فکر ازدواج افتاده اي؟
روزهاي اول که به آلمان آمده بودم ، مادرم خيلي اصرار داشت که ازدواج کنم ولي من معتقد بودم بايد شرايط آن فراهم شود. اين اصرار حالا کمتر شده.



و نظر خودت؟
فکر مي کنم ازدواج حتما بايد انجام شود نه به خاطر اين که يک کار عرفي کرده باشي تا بقيه بگويند خب اين يکي هم زن گرفت. نه هر فردي بايد همتاي خودش را پيدا کند. به اين دليل هيچ سن مشخصي را براي ازدواج قائل نيستم. يکي در 20سالگي لنگه خودش را پيدا مي کند و يکي در 45سالگي.



حالا اين ازدواج به زودي سر مي گيرد؟
اگر بتوانم شريک مناسبي پيدا کنم، بله.

 

مي تواني در چند جمله مادرت را وصف کني؟
مادرم هم پدرم بود هم مادرم. 6سال داشتم که پدرم فوت کرد. همه وجودش را براي من گذاشت. سعي مي کرد هر چه مي خواستم عملي کند. نسبت به توان او، کمبودي نداشتم.


الان هم خيلي دلم پيش اوست چون براي راه رفتن مشکل پيدا کرده و سختي زيادي را تحمل مي کند. مادر موجود شريفي است. هميشه مي بخشد و انتظار جبران هم ندارد. جانش ، سلامتي اش و محبتي که به پاي ما ريخته. خدا حفظش کند.

 

 

يک نقطه پايان هم براي مصاحبه تعيين کن.

باز هم ايران. دوستش دارم. خاکش را مي بوسم و خاک پاي مردمش هستم. اين را از صميم دل مي گويم.

 

 به امید موفقیت وگلزنی وحید دربازی هانوفر برابر بوخوم

 



 


 

+ نوشته شده در  86/01/11ساعت 16:40  توسط اکرم | 
«اي خالق هستي بخش...آرامشي عطا فرما تا بپذيرم آنچه راكه نميتوانم تغيير دهم، 

 

شهامتي كه تغيير دهم آنچه راكه ميتوانم ودانشي كه تفاوت اين دو را بدانم...»

 

سلام دوستان عزيز

در همين ابتدا سال جديد رو به همتون تبريك ميگم و اميدوارم سال خوبي براتون  باشه.

 

من اكرم هستم از هواداران وحيد هاشميان.18 سالمه و متولد 17 فروردين هستم.

 

ميخوام جديدترين مصاحبه وحيد هاشميان  رو براتون بذارم.

 

 

وحيد هاشميان با 8 سال سابقه فعاليت در صحنه فوتبال آلمان، شرکت در 138 بازي بوندس ليگا و به ثمر رساندن 34 گل براي تيم‌هاي هامبورگ، بوخوم، بايرن مونيخ و هانوفر از موفق‌ترين فوتباليست‌هاي تاريخ فوتبال ايران محسوب مي‌شود. او به عنوان مهاجم اصلي تيم ملي فوتبال ايران و با به ثمر رساندن گل‌هاي کليدي، سهم عمده‌اي نيز در صعود تيم ملي به مرحله نهايي جام ملت‌هاي آسيا داشته است.به گزارش ايسنا، هاشميان در گفت‌گويى با صداى آلمان از وضعيت خود درتيم هانوفر، آينده فوتبال خود پس از اتمام قرارداد با هانوفر در تابستان سال 2008 و عملکرد تيم ملى فوتبال ايران سخن گفته است.

 

دويچه وله: بيش از دوسوم فصل جارى بوندس ليگا سپرى شده. لطفا وضعيت خودتان و وضعيت تيم‌ هانوفر را براى ما ارزيابى کنيد.

 

وحيد هاشميان: الان كه هفته بيست وپنجم را گذارنده ايم، تيممان در رده هفتم قرار دارد که يک جايگاه بسيار خوبى است، با توجه به نتايج بدى که اول فصل گرفتيم اكنون تقريبا يک جايگاه خوبى براى خودمان بوجود آورديم. ولى اين جايگاه به خاطر اين که امتيازات تيمها در پايين جدول به هم بسيار نزديک است، بسيار خطرناک هم هست. بايد حواسمان را تا آخر اين بازيها جمع کنيم. بعد از تعطيلات زمستانى که انجام شد در بازى برمن که تيم‌مان باخت، مربى ما ترکيب تيم را عضو کرد، اما من اكنون به ترکيب اصلى تيم برگشتم و توانستم در چندين بازى پاس گل بدهم و بازى‌هاي خوبى انجام دادم. فقط در بازى مقابل شالکه، مربى از من استفاده نکرد. ولى اميدوارم در بازي‌هاى باقى مانده بتوانم بازيهاى بهترى براى تيمم انجام بدهم و تيم هم بتواند به جايگاه خوبى دست پيدا بکند.

 

* فصل کنونى بوندس ليگا يک حالت عجيبى دارد و بيش از 9 تيم در معرض خطر سقوط به دسته دوم قرار گرفته اند. شما بيش از 8 سال سابقه بازى در ليگ هاى بوندس ليگاى 2 و 1 را داريد. از ديدگاه خودتان اين حالت خطر سقوط براى اين 9 تيم را چگونه مى‌بينيد؟ ما در تاريخچه بوندس ليگا کمتر شاهد چنين چيزى بوديم!

 

- همانطور که مي‌دانيد، سالهاى پيش معمولا تيمهاى قهرمان و يا تيمهاى سوم و چهارم از قبل مشخص بودند، فاصله شان با تيم‌هاى پشت سر بيشتر بود و همان‌طور تيم‌هايي که ته جدول وجود داشتند از اول مشخص شده بودند و حضورشان در دسته دوم قطعى بود. ولى امسال يک وضعيتى پيش آمده که هيچکس دوست ندارد برود دسته دو. شما حساب کنيد، تيم ماينز که يازده امتياز داشت با بازيهايى که دور دوم انجام داد الان خودش را رسانده به رده دهم جدول که يک نتيجه غيرقابل باورى است. ولى دليلش را نمي‌دانم. شايد يکى از دلايلى که ليگ هاى مطرح دنيا دچار اين وضعيت مي‌شوند بعد از جام جهانى است که بازى تيم‌ها يک مقدار سطح‌شان پايين مي‌آيد و مخصوصا تيمهاى قوى دچار افت مي‌شوند.

 

* شما تا پايان فصل آينده، يعنى تا تابستان 2008، با تيم هانوفر قرارداد داريد. شايد اين سوال يک مقدار زودهنگام باشد، اما اجازه بدهيد اين را از شما بپرسيم که پس از اتمام قراردادتان در تابستان سال آينده، شما آينده فوتبالتان را کجا مي‌بينيد؟ آيا هنوز در بوندس ليگا مي‌مانيد و چه برنامه‌هايى داريد؟

 

- اكنون 30 سال سن دارم و سال آينده هم که قراردادم تمام بشود 31 ساله مي‌شوم و من دوست دارم تا سن 34 سالگى در تيم‌هاى آلمان بمانم. هدفم اين است که تا موقعى كه در آمادگى هستم به فوتبال ادامه بدهم، دوست ندارم در هر شرايطى فوتبال بازى کنم و به قول معروف با هر سختى که شده در فوتبال بمانم. تا آنجايى که توان داشته باشم و بدنم اجازه بدهد، سعى مي‌کنم در سطح بالا خودم را حفظ کنم، بعد از آنهم اميدوارم بتوانم کلاس هاى مربيگرى بروم و به کار مربيگرى روى بياورم.

 

* پس از 8 سال اقامت در کشور آلمان تا چه مقدار مي‌شود گفت که فرهنگ آلمانى جزو فرهنگ و شخصيت وحيد هاشميان شده؟

 

- راستش من همه وجودم ايرانى است، تمام حسم ايرانى است و خوشحالم که ايرانى هستم. ولى وقتى در يک کشورى قرار مي‌گيري، بايد خودت را با ويژگى‌هاى آن کشور و قوانين آن کشور وفق بدهي، بهشان احترام بگذاري، همان طور که آنها به ما احترام مي‌گذارند، به دين ما احترام مي‌گذارند. من انضباط و پشتکار را از آلمانى ها و در کشور آلمان ياد گرفتم.

 

* آيا در زمينه گرفتن تابعيت کشور آلمان و دومليتى شدن در کنار مليت ايرانى فکر کرده ايد؟

 

 

- من در اين زمينه فکرى نکرده ام، به دليل اين که الان نيازى به اين کار ندارم. مشکل اقامت ندارم، چون قرارداد دارم. بنابراين فعلا نيازى به اين کار ندارم.

 

* تيم ملى فوتبال ايران در تابستان در مرحله نهايى جام ملت‌هاى آسيا به ميدان خواهد رفت. شما وضعيت تيم ملى را چگونه مي‌بينيد، با توجه به اين که در حدود 4 ماه مانده به شروع مسابقات ما مجددا شاهد هستيم که بازهم تدارکات درستى براى تيم ملى فوتبال ايران صورت نگرفته و بازيهاى دوستانه مناسبى وجود ندارد؟

 

- خب همانطور که مي‌دانيد، بازيهاى آسيايى يکى از بازيهايى است که در آسيا اعتبار خاصى دارد. تيم کشور ما چندين سال است با توجه به پتانسيل خود نتوانسته نتيجه دلخواه را بگيرد. اميدوارم که اولا رييس فدراسيون فوتبال ايران معلوم شود. چون فدراسيوني که رييس نداشته باشد، طبيعتا مشکلات زيادى درآن بوجود مى‌آيد و وجود خواهد داشت. اولين کار به نظر من اين است که هر چه سريعتر رييس فدراسيون فوتبال انتخاب بشود و انتخاب شدنش هم بر معيار توانايي، دانش و لياقتش باشد که بتواند براى فوتبال‌مان مثمرثمر باشد. سپس انجام دادن بازيهاى تدارکاتى با تيم‌هاى خوب. نمي‌خواهم به هيچ وجه بى‌احترامى کنم، اما بازي با تيم‌هايى مثل امارات و قطر هيچ وقت چيزى به فوتبال ما اضافه نمي‌كند. برگزارى مسابقه با تيم‌هاى خوب و بازيهاى تدارکاتى و اردوهاى خوب و از همه مهم تر برگزارى منظم ليگ مي‌تواند باعث موفقيت ما در آسيا شود.

 

* آقاى هاشميان شما يک سايت اينترنتى هم داريد، بنام hashemian.net که تمامى اخبار روز و اخبار تازه با مسايل فرهنگى و اجتماعى در آن قرار گرفته. انگيزه به راه انداختن اين پايگاه اينترنتى چه بود؟

 

- ما از ابتدا که اين سايت را بوجود آورديم، قصدمان اين بود که اين سايت را از سايت هاى شخصى خارج کنيم. چون براى من لذتى ندارد که چند عکس و چند بيوگرافي بگذارم و سايت تمام بشود. با چند تن از دوستان سعى کرديم اين سايت را به صورت يک سايت خبرى دربياوريم، ولى در ادامه راه يک مقدارى قسمت آلمانى‌اش دچار مشکل شد که الان قسمت آلمانى ندارد. ولى در آينده قصد داريم اين سايت را قوى کنيم و به دو، سه زبان دربياوريم. چون خيلى از ايرانى‌ها هستند که در آلمان زندگي مي‌كنند، ولى زبان فارسى را ديگر نمي‌توانند بخوانند، اينجا به دنيا آمده اند. دوست داريم به همين خاطر به زبان آلمانى هم راه بيندازيم، قسمت آموزشى را هم مي‌خواهم تکميل کنم.

 

* آقاى هاشميان در آستانه عيد سعيد نوروز قرار گرفته ايم. شما مانند هرسال امسال را نيز در کشور آلمان جشن خواهيد گرفت. چه پيامى داريد براى تمام هموطنان؟

 

- سال نو را به تمام هموطنان تبريک ميگويم. انشااله که سالى خوب و پربار و با موفقيت برايشان باشد و هر کجا که هستند با نام ايرانى موفق و پيروز باشند.

 

 

به امید موفقیت ستاره ایرانی بوندسلیگا در سال ۸۶

 

+ نوشته شده در  86/01/06ساعت 20:48  توسط اکرم | 

  RSS  

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس