سلام به همگی یه مدت نبودم ولی با خبر های خوبی اومدم . فقط ذوق زده نشیدا !!!!!!!!!!!!
وحید هاشمیان بلافاصله پس از رقابت های فصل اخیر بوندس لیگا در کلاس درجه Bیوفا شرکت کرد و موفق به اخذ لیسانس مربیگری درجهBقاره ی اروپا شد.مدرس کلاس ولف رودیگر مولر بود و امتحان عملی وحید توسط هورست هروبش ستاره وگلزن دهه ی ۸۰ تیم ملی آلمان و باشگاه هامبورگ و مربی کنونی تیم زیر ۱۹ سال آمان یه عمل آمد. با توجه به عملکرد هاشمیان در کلاس وی می تواند یک سال دیگر در کلاس درجه ی A شرکت کرده و بالاترین مدرک مربیگری را اخذ کند
پس
تهنیت و تبریک و ........ اصلا هرچی که دوست دارید .راستی داره تیر ماه میشه ها کادو های تولدتونو از همین حالا پست کنید!!!!!!!!!!!!!!!!
چهل روز گذشت
اما من هنوز باور نکردم . وقتی که خبر رو شنیدم نزدیک بود سکته کنم !
درست یادم اونروز امتحان ریاضی داشتیم منم به همین دلیل سه روزی رو که وقت داشتم نه تلویزیون نگاه کردم نه رادیو گوش دادم و نه onشدم صبح که سوار سرویس شدم دوستم بدون هیچ مقدمه ای خبر رو بهم داد .اول باور نکردم آخه مائده عادت داره از این شوخی های مسخره بکنه ولی وقتی رسیدیم به مدرسه دیدم یکدفعه دوستم مهشاد پرید تو بغلمو گفت خدا نمی تونست کس دیگه ای رو بگیره .
دنیا رو سرم خراب شد خلاصه امتحان رو هر جوری بود دادم اومدم بیرون.....................
الان همه فکر میکنن تو تیز هوشان که از این کارا نمیکنن ! نه جانم از ۳۰۰ نفر حداقل ۲۸۸ نفر داشتن گریه میکردن بقیم بهشون شوک وارد شده بود یا اینکه داشتن دوستاشون رو آروم می کردن حتی ۳ نفر از دبیرامنونم گریه کردنو شروع کردن و ۱نفر هم وقتی خبر رو شنید فشارش افتاد پایین و امتحان رو با ۱ ساعت تاخیر شروع کرد
................داشتم می گفتم وقتی رسیدم خونه هیچکس نبود می دونستم مامانم اینا تا ساعت ۸ نمی یان برا همین اونقدر گریه کردم که از خستگی خوابم برد وقتی بیدار شدم ساعت یک ربع ل=به هشت بود و چشامم حسابی پف کرده بود وقتی مامانم پرسید چرا چشام پف کرده ؟گفتم که سرم خیلی درد می کرد و به خاطر خستگی زیاده اما مامانم فهمید چون وقتی من زیاد گریه می کنم یا شوکه می شم خون دماغ می شم لباس های منم نشانگر این موضوع بود
دیگه دل و دماغ ندارم
خداحافظ
راستی دیروز تولدش بود
پس تبریک و تسلیت
چندی پیش یکی از رسانه های مکتوب اعلام کرده بود که گروهی از بازیکنان ذوق زده و سرخوش ادعا کردند که آقای هاشمیان به تیم ملی دعوت نشده وعده ای سرخوش تر از آنان گفتند که ایشون به تیم ملی خیانت کرده !!! اوا مامانم اینا!!!!
باید گفت که دیوانگی ۵۳ مرحله داره و این آقایون در مرحله ۱۱۱۱۵۳ قرار دارن یعنی کارشون از جنون حاد و جنون کامل گذشته .
آقای هاشمیان هم در جواب گفته که :حسابشان را کف دستشان می گزارم!
دزستم گفته آخه یکی نیست به اون آقایون سرخوش بگه مگه همین آقا ی هاشمیان نبودش که توتمام بازیهای ملی ایران رو نجات اگرم نجات نداده باشه تمام سعیشو کرده
اونموقع شمال چیکار کردید ؟
زشته از من بعیده![]()
هاشميان در ايسنا:/پاياني/
يك سال گذشته بدترين سال مديريتي فوتبال ايران بود
حاضرم با پاسيها اين تيم را بخريم
آرزو داشتم كه يك روز مربي پاس شوم
وحيد هاشميان در بخش ديگري از گفتوگوي خود با ايسنا در خصوص وضعيت فوتبال ايران، جام ملتها، واگذاري تيم فوتبال پاس و ... سخن گفت. متن ادامهي گفتوگوي هاشميان در زير ميآيد:
• در يك سال اخير اتفاقات عجيب و غريب در فوتبال ما كم رخ نداد. تعليق فوتبال ايران و حذف استقلال از ليگ قهرمانان آسيا دو نمونه كوچك اين اتفاقات است.
قصد بياحترامي به هيچ كس را ندارم اما، اگر بخواهم بدون رودربايستي بگويم، فكر ميكنم كه يك سال گذشته بدترين سال فوتبال ايران به لحاظ مديريتي بود. من به ياد ندارم كه چنين شرايطي بر فوتبال ايران حاكم شود و اين يك سال از لحاظ مديريت ضعيفترين مديريت تاريخ فوتبال ايران است.
• فكر ميكنيد دليل اين ضعف مديريت چيست؟
مهمترين دليل نداشتن رييس فدراسيون است. فدراسيون فوتبال ايران يك سال است كه رييس ندارد و براي تيمي كه در آسيا داعيه اولي و قهرماني دارد به هيچ وجه خوب نيست كه چنين شرايطي به وجود بيايد. اين ضعف مديريت فدراسيون را ميرساند.
• و شايد دخالت فيفا در فوتبال ايران ثابت كننده نظريه شما باشد؟
قطعا، وقتي فيفا به ما ميگويد چه كنيم و چه نكنيم اين نشان دهنده ضعف مديريت حاكم است. ضعفهاي ديگر نيز در فوتبال ما وجود داشته. به عنوان نمونه به جز بازي با مكزيك كه نميدانم چگونه انجام شد ما هيچ بازي مناسبي نداشتيم. شايد مقابل مكزيك به اين دليل بازي كرديم كه تيم خوبي است، وگرنه شما ميدانيد كه زمان اين بازي مناسب نبود. مشكلات مديريت در استقلال و پرسپوليس را هم به اين مشكلات اضافه كنيد. چرا بايد تيم پرطرفداري مثل استقلال تنها به خاطر يك فاكس نزدن به ليگ قهرمانان آسيا نرفت و سهميه فوتبال ايران را از بين برد. اين مساله علاوه بر اين كه ضعف مديريت در استقلال را نشان ميهد، به ضعيف بودن مديريت فدراسيون هم مربوط است. از طرف ديگر شما تنها در فوتبال ايران ميبيند كه فولاد با سابقه قهرماني امسال به رقابتهاي پلي اف صعود كند. اين عادي نيست و مديريت بيثبات فوتبال ايران را نشان ميدهد.
• كارنامه امير قلعهنويي در يك سال اخير را چگونه ارزيابي ميكنيد؟ شايد صعود تيم ملي به جام ملتها اوج كار قلعهنويي در تيم ملي باشد.
ما نبايد به اين فكر كنيم كه تيم ملي به جام ملتها صعود نكند. ما بايد هميشه به اين مسابقات صعود كنيم. مهمترين نكته اين است كه آنجا چه ميكنيم. اولين چيزي كه وجود دارد اين است كه ما براي تيم ملي چه كاري انجام داديم كه تا اين حد توقعمان از تيم بالاست. به نظر من ايران استعدادهاي خوبي دارد اما، با بينظميهاي موجود و امكاناتي كه داريم نبايد توقع قهرماني حتمي داشته باشيم. شما برويد تحقيق كنيد و ببينيد كه كرهي جنوبي، ژاپن، استراليا و عربستان چگونه برنامهريزي كردند، ما چطور. ضمن آن كه قلعهنويي هم تنها يك مربي است، مدير و همه كاره كه نيست. او ميتواند بازيكنان را انتخاب كند و بازيكنان آماده را تحويل دهد، ولي هماهنگ كردن بازيهاي دوستانه، اردو گذاشتن و پرواز خوب جز وظايف قلعهنويي نيست. ما پرواز دو ساعته تهران – دوحه را شش ، هفت ساعت در راه بوديم. اينها تمام نكات ريزي هستند كه وقتي كنار هم قرار بگيرند ميتوانند شرايط يك تيم را كاملا تغيير دهند. اگر ما اين نكات را رعايت كنيم ميتوانيم موفق باشيم ولي اگر كنار هم نباشند بايد توقعمان را هم پايين بياوريم.
• در شرايطي كه كمتر از يك ماه تا شروع جام ملتها زمان داريم چه كاري بايد انجام دهيم؟
زمان گذشته و در حال حاضر نميتوان كاري كرد. بهترين كار اين است كه مطبوعات و رسانهها از تيم ملي حمايت كنند چرا كه رسانهها نقش زيادي در موفقيت يك تيم دارند، رسانهها ميتوانند به تيم ملي آرامش بدهند. اگر خاطرتان باشد پيش از جام جهاني شرايط خوبي نبود اما، در طول مسابقات رسانهها با تمام توان در خدمت تيم ملي بودند و شايد خبرنگاراني در آلمان بودند كه پس از شكست ايران برابر مكزيك گريه كردند. مربيان هم بدون شك وظايفشان را به خوبي ميدانند. بازيكنان هم بايد تمام تلاششان را انجام دهند و اميدوارم با هماهنگي و همبستگي ضعفهاي موجود را بپوشانيم و با اين شرايطي كه وجود دارد اميدوارم كه بتوانيم حداقل جز چهار تيم پاياني جام ملتها قرار بگيريم.
• خيليها معتقدند با خداحافظي دايي وظيفهي اصلي در خط حمله بر دوش شماست.
هيچ وقت به اين فكر نميكنم، قبل از اين دايي بوده يا نبوده يا الان كسي نيست و مسووليتها بر روي دوش من است. به اين چيزها فكر نميكنم. هميشه چه در بازي ملي و چه باشگاهي سعي ميكنم بهترين عملكردم را ارايه كنم. يك روز بدنم روي فرم است و يك روز نيست اما، هيچ وقت كم كاري نميكنم و بازيهاي عاديام را انجام ميدهم. ضمن آن كه مسووليت تنها روي دوش من نيست. همه بازيكنان بايد احساس مسووليت كنند.
• به نظر شما در مرحله گروهي كدام حريف براي ما سختتر است؟ چين، مالزي يا ازبكستان؟
چين هميشه روبروي ايران ضعيف بوده اما، دليل نميشود كه اين بار هم بخواهد شكست بخورد. دفعه قبل هم كه در جام ملتها باختيم، چين ميزبان بود و در ضربات پنالتي باختيم. با اين حال به نظر من اگر فوتبال هميشگيمان را بازي كنيم ميتوانيم موفق شويم. چين هميشه شرافتمندانه بازي ميكند و مثل بحرين و قطر نيست، اميدوارم اين بار هم اين گونه باشد. از ازبكستان شناختي ندارم، تا به حال مقابل اين تيم بازي نكردهام اما، تيمهايي كه از كشورهاي شوروي سابق هستند خلاقيت كمي دارند و با كار گروهي به هدفشان ميرسند. قدرت بدني بالاي دارند و اگر ازبكستان هم اين گونه باشد بازي سختي مقابل اين تيم داريم. ضمن آن كه مالزي هم ميزبان است و ممكن است همين تيم هم از ما مساوي بگيرد.
• كدام تيمها مدعي قهرمانياند؟
غير از ايران كه از غرب آسيا ميآيد، فكر ميكنم كه ژاپن، كرهي جنوبي يا حتي چين هم مدعي هستند و مدعي قهرماني به غير از ايران از شرق آسيا ميآيد.
• در جام ملتهاي 2004 كه غيبت داشتيد هيچ وقت اين احساس را داشتيد كه اي كاش ميتوانستيد به تيم ملي كمك كنيد؟
من يك سوال از شما دارم، سال 2000 كه من با تيم ملي بودم آيا گذاشتند كه من بازي كنم. 45 روز من را از تمرينات دور كردند و من را به لبنان بردند و آنجا تنها 20 دقيقه بازي كردم. من هم از هامبورگ ضربه خوردم و هم در تيم ملي بازي نكردم. تيم ملي آن موقع تمام معيارها لياقت نبود. بازيكناني بودند كه با فحش دادن در تيم ملي فيكس ميشدند. به نظر من آن زماني كه به تيم ملي برگشتم شرايط بد بود و تيم ملي در آستانه حذف شدن قرار داشت. دو بازي خارج از خانه داشتيم و بايد در هر دو بازي پيروز ميشديم. اگر آن موقع به تيم ملي برگشتم به اين دليل بود كه اگر ميباختيم همه تقصيرها بر گردن من ميافتاد، در آن شرايط سخت آمدم و خدا خواست و تيم به مرحله بعد صعود كرد. به هر حال معتقدم تيمي كه در جام ملتهاي 2004 در مسابقات حضور داشت تيم بسيار خوبي بود.
• نظرتان دربارهي قهرماني سايپا با مربيگري علي دايي چيست؟
معتقدم نكته خوبي در فوتبال ايران وجود دارد و ديگر مثل گذشته نيست كه حتما قهرمان از ميان پرسپوليس و استقلال انتخاب شود. سابق شرايط خوبي وجود نداشت و قهرمانيهاي تكراري اين دو تيم به فوتبال ما ضربه ميزد. اما در اين چند ساله ميبينيم كه تيمهايي مثل سپاهان، فولاد و سايپا قهرمان ميشوند. اين به ديگر تيمها انگيزه ميدهد. من به دايي تبريك ميگويم كه در نخستين سال مربيگرياش تيماش را قهرمان كرد. با توجه به فشارهاي روحي كه روي او وجود داشت كار سختي بود اما، توانست سايپا را قهرمان كند. از سويي ديگر استقلال هم ميتوانست به راحتي قهرمان شود. تغييرات مديريتي كه انجام شد صد در صد روي اين تيم تاثير گذاشت و ترسي را به دل بازيكنان و مربيان راه داد. روحيه تيم تيم افت كرد و در هفتههاي آخر استقلال قهرماني را با دست خودش از دست داد.
• گويا به خوبي ليگ ايران را دنبال ميكرديد؟
بله، بازيهاي استقلال اهواز را نميديدم اما، اسامي بازيكنان اين تيم نشان ميدهد كه بازيكن معروفي ندارند، اين كه اين تيم توانست تا آخرين لحظه در كورس قهرماني بماند كار بزرگي است. ضمن آن كه شنيدم در يكي، دو بازي اشتباهات داوري اجازه پيروزي به اين تيم را نداده است. پرسپوليس هم دير جنبيد و با آن شرايط بدي كه داشت در نهايت سوم شد. به نظر من ليگ امسال چيزهاي عجيبي داشت. قهرماني سايپا و سقوط فولاد از اين اتفاقات بود. امسال ليگ پر فراز و نشيبي داشتيم. يك روز استقلال 12 امتياز از پرسپوليس پيش بود اما، در پايان با يك امتياز كمتر، چهارم شد، يا سايپا با چهار پيروزي در نيم فصل دوم قهرمان شد. معتقدم كه جام جهاني و برنامهريزي نامناسب بر ليگ ما تاثير منفي گذاشت.
• با اين حال بسياري معتقدند كه اگر پرسپوليس و استقلال قوي باشند، تيم ملي هم قوي خواهد شد.
براي من يك مثال بزنيد. در چه سالي اين طور بود.
• مثلا سال 1990 استقلال و پرسپوليس خوب بودند و تيم ملي قهرمان پكن شد.
من معتقد نيستم كه بايد پرسپوليس و استقلال را تضعيف كرد. اين دو تيم به خاطر هواداران ميليوني كه دارند جزو مهمترين تيمهاي ايران هستند. به نظر من بايد به تيمهاي ديگر فرصت بدهيم. در سال 90 كه شما مثال زديد فوتبال ما به اين صورت حرفهاي نشده بود و بازيكنان براي رسيدن به تيم ملي و مشهور شدن مجبور بودند به پرسپوليس و استقلال بيايند. اما وقتي تيمهايي مثل ذوبآهن، سپاهان و فولاد سرمايهگذاري كردند و بازيكنان خوبي را جذب كردند، پرسپوليس و استقلال تضعيف شده به لحاظ مالي نتوانستند مانند گذشته بازيكنان بزرگ را جذب كنند. اين نتيجه بدي نيست. ما در جام جهاني تيمي متشكل از تيمهايي مثل فولاد، صباباتري، ابومسلم و پاس داشتيم و تيم ملي در واقع منتخب باشگاهها بود.
• اگر علي دايي سرمربي تيم ملي شود حاضر هستيد زير نظر او كار كنيد؟
من با علي دايي هيچ گاه مشكلي نداشتم. شايد دايي با ديگر بازيكنان مشكلاتي داشت. اما، من و او هيچ برخوردي با هم نداشتيم. هميشه گفتهام علي دايي براي فوتبال ايران زحمات زيادي كشيده و اين رسم جوانمردي نيست كه او را بكوبيم. دايي براي فوتبال ايران زحمت كشيده و پيشكسوت من است و هميشه به او احترام ميگذارم. متاسفانه عادت بدي در فوتبال ايران وجود دارد، تا وقتي كه يك بازيكن بر روي قدرت است به او احترام ميگذارند اما، تا اين كه ميرود پشت سرش حرف ميزنند. بعضي از بازيكنان تا وقتي كه برانكو بود از او تعريف ميكردند اما وقتي رفت گفتند كه او شجاع نيست. به نظر من برانكو آنقدر شجاعت داشت كه بازيكناني نظير آنها را انتخاب كرد. علي دايي تا وقتي بود همه با او دوست بودند اما، وقتي دايي رفت پشت سرش حرف زدند.
• بعضي كارشناسان معتقدند با شرايط فعلي صعود به جام جهاني 2010 مثل يك رويا است.
نميدانم در فوتبال ما چه ميگذرد. وقتي داشتيم براي حضور در جام جهاني به آلمان ميرفتيم بعضيها ميگفتند كه تيم ملي به جمع 4 تيم نهايي صعود ميكند اما، حالا ميگويند كه اگر به جام جهاني 2010 برويم مثل رويا است. تفاوت زيادي بين اين صحبتها وجود دارد اما، معتقدم حضور در جام ملتها ميتواند محك خوبي براي ما باشد.
• ارزيابيتان از عملكرد لژيونرها در فصل گذشته ليگهاي اروپايي چيست؟
به نظر من بهترين اتفاقي كه افتاد رفتن آندرانيك تيموريان به انگليس و حضور نكونام در اسپانيا بود. زماني همه بازيكنان ايراني به آلمان ميآمدند كه اين به هيچ وجه براي فوتبال ما خوب نبود اما، حضور بازيكنان ايراني در ليگهايي مثل اسپانيا، ايتاليا و انگليس تجربه بسيار خوبي است. طبيعي است كه هر كس به ليگ جديدي برود بايد به زبان، فرهنگ و نوع تمرينات آن كشور عادت كند. اين زمان ميخواهد و طول ميكشد. بر خلاف تصورم آندو و نكونام خيلي زود در تيمهايشان جا افتادند. فكر ميكردم آنها براي حضور در تركيب ثابت تيمهايشان يكي، دو سال زمان نياز داشته باشند اما، خيلي خوب آنها خودشان را تثبيت كردند. به نظر من كارنامه اين دو بسيار خوب بود. به شرطي كه در آينده مغرور نشوند ميتواند به تيمهاي بالاتر بروند. علي كريمي هم شرايط سختي در بايرن مونيخ داشت. بازيكنان زيادي در اين تيم هستند. زماني كه علي به بايرن ميرفت گفتم كه آنجا همه چيز لياقت نيست. كريمي تكنيكاش از همه بازيكنان بايرن بالاتر بود اما، آنجا همه چيز توانايي و لياقت نيست. در مورد رحمان رضايي هم بايد بگويم كه بعضي وقتها تغيير تيم شرايط يك بازيكن را به كلي عوض ميكند. رحمان در مسينا ثابت بود اما، هنوز نتوانسته در ليورنو به تركيب اصلي راه پيدا كند، اين دليلي بر بد بودن يك بازيكن نيست. مهدويكيا هم طبيعي بود در سالي كه تيم شرايط خوبي نداشت، مثل هميشه نباشد، در حالي كه دو فصل قبل با هامبورگ فوقالعاده بود.
• فكر ميكنيد مربيگري علي دايي و خداداد عزيزي و عملكرد آنها، در آيندهي مربيگري شما تاثيرگذار است؟
معتقدم كه مربيگري هم مثل بازي كردن استعداد ميخواهد. دايي و خداداد سالهاي زيادي را در خارج از ايران بازي كردهاند و زير نظر بهترين مربيان تمرين داشتهاند و طبيعي است كه دانش آنها از مربياني كه تنها درس تختهاي گذراندهاند بيشتر باشد. هوشي كه دايي و خداداد دارند تضمين كننده موفقيتشان است. خداداد با ابومسلم ششم شد و اين كارنامه خوبي در سال او مربيگري است. بايد بازيكناني نظير گل محمدي هم را به اين چرخه وارد كنيم و اين گونه بايد فوتبال سنتي را از فوتبال ايران جدا كنيم.
• چه قدر به مربيگري در آينده فكر ميكنيد؟
هم اكنون تنها به فكر فوتبال بازي كردن هستم اما، در فكر حضور در اين كلاسهاي مربيگري نيز هستم و فيلمهاي مربيگري نيز ديدهام.
• شما يكي از بازيكنان قديمي نسل جديد پاس هستيد. فكر ميكنم كه منحل شدن اين باشگاه براي شما ناراحت كننده بود.
متاسفانه من پيش از حضور در آلمان در دو تيمي بازي كردم كه هر دو منحل شدند. فتح و پاس ديگر نيستند. يك نكته جالبي وجود دارد. من زماني كه فوتبال بازي نميكردم هميشه طرفدار پاس بودم و فكر ميكنم علاقهام از سال 1369 به اين تيم بيشتر شد. تمام هم سن و سالهاي من طرفدار استقلال و پرسپوليس بودند اما، من طرفدار پاس بودم. پاس در آن سالها قهرمان تهران و آسيا شد. نميخواهم هم اكنون بگويم كه تازه طرفدار پاس شدهام بلكه من از قديميترين هواداران اين تيم هستم. آمدن من به پاس هم بر اساس اتفاقات سربازي بود. قصد داشتم دوران سربازيام را در فتح بگذرانم اما، مشكلات مديريتي در اين باشگاه باعث شد كه علاقهاي به رفتن به فتح نداشته باشم. آن زمان فركي چون براي تيم پاس بود از طريق سعيد پرورش من را به پاس آورد. پاس هم براي فوتبال من زحمتهاي بسياري كشيد و من خيلي به اين تيم تعصب دارم.
• وقتي خبر منحل شدن پاس را شنيديد چه احساسي داشتيد؟
اولين بار به وسيلهي SMS يكي از دوستان متوجه اين موضوع شدم. در ابتدا فكر ميكردم اين يك شوخي است چرا كه نميتوانستم باور كنم كه ميشود پاس را هم فروخت. وقتي يك تيم 42 سال سابقه دارد حتي نميتواني تصور كني كه ميتوان اين تيم را نيز فروخت. از ابتدا مطمئن بودم كه مسوولان بلندپايه ورزش اجازه چنين اتفاقي را نميدهند اما، متاسفانه تا هم اكنون اين گونه نشده، هر چند كه اميدوارم اين اتفاق رخ ندهد.
• گويا خيلي از اين مساله ناراحت هستيد؟
ببينيد، پاس تيمي است كه غير از يك سري جوان سرمايه ديگري نداشته و هر چه تا به حال به ست آمده تنها به روي تلاش مجموعه اين باشگاه بوده است. چند سال است كه پاس سرمايهگذاري ميكند اما، وقتي قهرمان آسيا شد چنين نبود. پاس هميشه تيمي بوده كه مديران خوبي داشته. از تيمسار ملاحي تا سردار آجرلو و عقبائي همه جزو مديران موفق بودهاند. به لحاظ مربي هم پاس بهترين است. حشمت مهاجراني، اصغر شرفي، همايون شاهرخي، فيروز كريمي، فرهاد كاظمي، حسين كازراني، حسن حبيبي و مهدي مناجاتي بهترين مربيان فوتبال ايران بودهاند كه در مكتب پاس به بهترين نتايج رسيدهاند. پاس به لحاظ بازيكن هم چنين شرايطي داشته است. بازيكنان اين تيم هميشه از پاس كارشان را شروع كردهاند و من و جواد نكونام آخرين بازماندههاي باشگاه هستيم كه در اروپا بازي ميكنند. به لحاظ افتخار هم قهرماني در ايران و آسيا را به دست آورده است. پاس تيمي ريشهدار است كه به لحاظ اخلاقي هم نمونه بوده است. نميدانم با چه استدلالي امتياز باشگاه را واگذار كردهاند. گفتهاند بايد تيمها خصوصي شوند تا اين گونه داراي امكانات شوند. پاس جزو معدود تيمهاي كامل به لحاظ امكانات بوده و براي من قابل قبول نيست كه اين تيم منحل شود. نميدانم چگونه مسوولان بلند پايه ورزش و مسوولان سياسي ايران اجازه ميدهند چنين تيمي منحل شود.
• پاس منحل شده و بايد الوند همدان جايگزين اين تيم شود و به نظر نميرسد كه كاري بتوان انجام داد.
من هميشه وقتي تيمي شهرستاني قهرمان ميشود خوشحال ميشوم و با وجود اين كه تهراني هستم، كمي ضد تيمهاي تهراني هستم چرا كه فكر ميكنم اين تيمها سرمايه كشور را ميگرفتند و قهرمان ميشدند. هم اكنون نيز خوشحال ميشوم كه همدان بتواند در ليگ ايران نماينده داشته باشد. همه ميدانند كه ما مديون خون شهدا هستيم و بايد از آنها ياد كنيم اما، همه چيز اصول و چارچوبي دارد. تيم همدان اگر ميخواهد در ليگ ايران حضور داشته باشد بايد مشكلات زيادي را حل كند. همدان هيچ وقت فوتبال نداشته و به همين دليل بايد با پول كمبودها را جبران كند و اين گونه بايد سالي دو – سه ميليارد هزينه كند و قطعا اين مقدار پول به روي مردم همدان فشار ميآورد. آنها تا دو، سه سال ميتوانند به اين شيوه ادامه بدهند اما، به محض اين كه مديريت عوض شود شايد مدير بعدي چنين هزينههايي را قبول نكند. اين چنين تيم ضعيف ميشود و بعد از چند سال منحل ميشود. آن زمان است كه افسوس منحل شدن پاس را خواهيم خورد.
• اما همدانيها به داشتن تيمي در ليگ برتر مصمم هستند.
بهتر است آنها از ابتدا و پايهاي شروع كنند. اين تيم ميتواند در ليگ منطقهاي شركت كند و پله، پله به ليگ برتر صعود كند. كاري كه تيمهاي ديگر نظير شيرين فراز انجام دادند. هيچ كس نميتواند به اين تيم انتقاد كند چرا كه بيشتر بازيكنانش بومي است. اگر ميخواهيم يك تيم را بخريم تا فوتبال يك شهر را معروف كنيم مشكلاتي ايجاد ميشود. فروش پاس مثل اين ميماند كه شما يك گل را از باغچه بچينيد و آن را بگذاريد وسط كوير. در ابتدا ميگويند چقدر اين گل قشنگ است اما، چند روز بعد از بين ميرود. با اين اتفاقاتي كه افتاد قدمت پاس نابود شد و مطمئن باشيد چون تيم همدان ريشه ندارد موفق نخواهد شد.
• براي تكرار نشدن چنين اتفاقاتي چه بايد كرد؟
معتقدم فدراسيون بايد قانون را عوض كند و اجازه ندهد كه امتياز تيمها واگذار شود. اين بزرگترين ضعف فوتبال ايران است. اگر فدراسيون چنين نكرد باشگاهها بايد اتحاديهاي تشكيل بدهند و از حقوق خود دفاع كنند. شخصيت فوتبال ايران بالا است و نبايد آن را با بنگاه معاملاتي اشتباه بگيريم. به نظر من فدراسيون بايد از باشگاه پاس ميپرسيد كه ميتواند در ليگهاي پايينتر بازي كند يا خير. اين كه بخواهيم تيمي با سابقهاي همچون پاس را به تيمي كه اصلا وجود نداشته بفروشيم كار اشتباهي است. در ايران مثل بنگاه تيمها را خريد و فروش ميكنند و متاسفم اين مساله گريبان تيم بزرگي مثل پاس را گرفت. با اين حال يك چيزي وجود دارد كه من را بسيار ناراحت كرده است. چرا كريمي، كاظمي، شاهرخي، مهاجراني، حبيبي و ديگر پيشكسوتهاي پاس كاري انجام ندادند. چرا آنها جمع نشدند تا از انتقال امتياز باشگاه پاس جلوگيري كنند؟ چرا هيچ كس نرفت با يك مسوول صحبت كند؟ وقتي يك پنالتي ميشود همين آقايان تمام روزنامهها و تلويزيون را به هم ميريزند اما، براي منحل شدن تيمي كه آنها را به وجود آورده هيچ واكنشي نشان نميدهند. اميدوارم كه مسوولان اجازه ندهند پاس از بين برود چرا كه به فوتبال ايران ضربه ميزند. شايد الوند همدان پاس را بخرد اما، آيا ميتواند كاپهاي قهرماني پاس را هم بخرد؟ آيا ميتواند قدمت و سابقه را هم بخرند؟
• خود شما چه كار عملي انجام دادهايد؟
چه كار بايد بكنم. بايد بگويم نميآيم براي تيم ملي بازي كنم كه در اين شرايط نميتوانم چنين تصميمي بگيرم.
* در اين شرايط چه كاري ميتوان انجام داد؟
خوشبختانه تمام بنيانگذاران پاس زنده هستند. اين پيشكسوتان نبايد اجازه بدهند پاس از بين برود يا حتي بايد يك تيم را بخرند و به اسم پاس از پايين شروع كنند و آن را به بالا بياورند.
• آيا خودتان حاضر هستيد از اين تيم حمايت كنيد؟
صد در صد حمايت ميكنم. اگر همه متحد شوند چرا اين كار را انجام ندهم. حتي اگر شده بايد تيمي به نام پاس در ليگ تهران فعاليت كند.
• استدلال انتقال امتياز باشگاه پاس خصوصي سازي بوده است.
اگر قصد خصوصي سازي داريم بايد از تيمهايي مثل استقلال و پرسپوليس شروع كنيم كه نه پول دارند و نه زمين.چه ايرادي دارد كه از اين دو تيم شروع كنيم كه هيچ امكاناتي ندارند. پاس هم زمين دارد و هم امكانات. قدمت و تاريخ هم جز باشگاه پرافتخار پاس است. اميدوارم كساني كه در فدراسيون هستند در انتقال اين تيم كمكي نكنند. چون اين كار به ضرر فوتبال ايران خواهد بود.
* بازيكنان بسياري فوتبال خود را در باشگاهي به پايان ميبرند كه فوتبال خود را از همانجا آغاز كردهاند. اما با توجه به رخدادهاي اخير فوتبال ايران و انحلال پاس هاشميان امكان اين كار را نخواهد داشت. اين امر را چگونه ميبينيد. آيا در كشوري همانند آلمان هم تيمي با 42 سال سابقه يك شبه محو ميشود؟
دوست دارم در پاسخ به اين پرسش به مثالي از فوتبال آلمان اشاره كنم. درآلمان تيمي به نام «هوفنهايم» وجود دارد. اين تيم به تازگي راهي بوندسليگاي 2 شده است. هدايت اين تيم بر عهدهي يك مربي نام آشناي آلماني به نام «رالف راينيك» است كه سالها قبل هدايت شالكه را بر عهده داشت. او زماني نامزد مربيگري تيم ملي آلمان هم بود كه به دليل هدايت شالكه از قبول سرمربيگري تيم ملي خودداري كرد. «هوفنهايم» از دسته پنجم رقابتهاي فوتبال درآلمان كارش را شروع كرد. شخص ثروتمندي از اين تيم حمايت ميكند. اما با وجود امكانات مالياش تصميم گرفت هدفمندانه و با برنامه از دسته پايين شروع كند. اين فرد ميتوانست با خريد يكي از باشگاههاي دسته اول در اين دسته تيمداري كند. اما اين كار را نكرد. او خواست تيمش را پايهاي شكل دهد و بر اساس استانداردها و ضوابط خاص خود بالا بياورد. هوفنهايم از دسته پنجم كارش را شروع كرد و اكنون به بوندسليگاي دو رسيده است.
مدير و سرمربي باشگاه هدف خود را ماندن در دسته دوم اعلام كردند تا بتوانند زير ساختهاي لازم براي حضور دائم در بوندسليگاي يك را فراهم كنند، نه آن كه به حضوري موقت و يكي و دوساله در بوندسليگاي يك دلخوش كنند، توجه آنها به زير ساختها است نه حضور موقت و چند وقته. به افكار بلند مديريتي در اين باشگاه توجه كنيد. او ميتوانست به راحتي با صرف هزينههاي هنگفت و خريد بازيكنان بزرگ در بوندسليگاي يك حاضر باشد. اما اين كار را نكرد و گفت اين موضوع در اين مقطع براي ما ضرر دارد. با نمايش خوب در بوندسليگاي دو و تقويت تيم و ريشه گرفتن تيم راهي بوندسليگاي يك خواهيم شد. شما اين تفكر را با تيمهايي كه در ايران شكل ميگيرند، مقايسه كنيد. در آلمان هم ميشود به راحتي پول خرج كرد و در دسته يك حاضر بود اما همه چيز بر اساس برنامه پيش ميرود.
• دوست داريد كه فوتبالتان را در پاس به پايان برسانيد؟
هميشه آرزو داشتم كه يك روز مربي پاس شوم و با اين تيم افتخارات زيادي كسب كنم. من و امثال من به اين تيم مديونيم و دوست دارم كه هر وقت شد به اين تيم خدمت كنم.
گفتوگو از خبرنگاران ايسنا: محسن معتمدكيا و محمد عليجانيبائي
|
| |
|
| |
| زمانی که در دقایق ابتدایی دیدار تیم های ایران و قزاقستان در چارچوب بازی های آسیایی بانکوک یک جوان جویای نام ایرانی با ضربه ای استادانه توپ را به قعر دروازه حریف فرستاد، تلویزیون تایلند نام "وحید هاشمیان" را روی تصویر به نمایش درآورد تا زننده نخستین گل ایران در این رقابت ها را نشان دهد. همانجا بود که بسیاری از مردم با نام او به عنوان یک مهاجم آشنا شدند. وحید مثل بسیاری دیگر از فوتبالیست های تهرانی بازی خود را از محله های جنوب شهر آغاز کرد. در سال 1373 او به همراه تیم جوانان فتح تهران از دسته دوم به دسته اول صعود کرد و یک سال بعد به همراه این تیم عنوان سوم جوانان باشگاه های تهران را به دست آورد. در سال 1975، هاشمیان به همراه تیم بزرگسالان فتح نایب قهرمان باشگاه های تهران شد و پس از آن به تیم فوتبال پاس که از تیم های صاحبنام ایران است، پیوست. وی در سال 1377 با سبزپوشان پاس به عنوان نایب قهرمانی لیگ کشور دست یافت و از همین تیم نیز در جمع ملی پوشان کشورمان حاضر شد و توانست مدال طلای بازی های آسیایی بانکوک را برگردن بیاویزد. بازی های خوب وحید باعث شد که مدیران استعداد یابی هامبورگ با مسوولان وقت پاس تماس حاصل کنند. گفت و گوها بین مقامات هامبورگ و پاس نتیجه مثبت داد و هاشمیان به عنوان پنجمین بازیکن ایرانی به بوندس لیگا راه یافت. هاشمیان در فصل نخست حضورش در هامبورگ فرصت چندانی برای عرضه اندام نیافت، اما در همان دقایقی که به میدان رفت موفق شد یک گل برابر ترابوزان اسپور ترکیه در رقابت های مقدماتی جام باشگاه های اروپا به ثمر برساند. وحید در فصل 2000-1999 به همراه هامبورگ عنوان سوم بوندس لیگا را به دست آورد. او به همراه تیم ملی کشورمان در سال 2000 نیز موفق شد قهرمانی مسابقات غرب آسیا را در اردن به چنگ آورد. اما جو حاکم بر اردوی تیم ملی و همچنین اختلاف با فدراسیون فوتبال وقت باعث شد وحید به مدت 5/3 سال از تیم ملی فاصله بگیرد. در ادامه یک مصدومیت اجازه هنرنمایی را از وحید گرفت و پس از یک دوره بسیار سخت، ستاره فوتبال ایران سر از تیم فوتبال بوخوم در دسته دوم بوندس لیگا درآورد. هاشمیان در دسته دوم بوندس لیگا نیز بسیار خوش درخشید و توانست با مربیگری پیتر نویرورر در فصل 2003-2002 به دسته اول بوندس لیگا بازگردد. در این فصل هاشمیان بیشتر به عنوان یار جانشین به میدان می آمد و موفق شد 10 گل حساس نیز برای بوخوم به ثمر برساند. اما اوج هنرنمایی هلی کوپتر به فصل 2004-2003 بازمی گردد که توانست با زدن 16 گل رکورد خوبی را از خود برجای بگذارد. بوخوم به لطف گل های او توانست به رقابت های جام یوفا راه یابد. هاشمیان فصل 2005-2004 را در بایرن موینخ سپری کرد، اما اعتقادات فلیکس ماگات باعث شد تا فوتبال آلمان از هنرنمایی های هاشمیان بی نصیب بماند، اما در نهایت او به همراه سرخ پوشان باواریایی به مقام قهرمانی بوندس لیگا و لیگاپوکال رسید. هاشمیان در ابزگشت مجدد به تیم ملی نیز بسیار خوش درخشید و با گل های حساسش مقابل قطر و ژاپن راه صعود ایران به رقابت های جام جهانی 2006 را هموار کرد. او حتی در رقابت های مقدماتی جام ملت های آسیا نیز با زدن یک گل حساس به کره جنوبی روحیه فوق العاده به ایران پس از نتیجه ناامیدکننده مساوی مقابل سوریه در تهران داد. | |
|
| |
|
| |
|
افتخارات | |
| تعداد بازیهای ملی: 33 | |
| گلهای ملی: 13 | |
|
نایب قهرمانی آموزشگاه های تهران در مقطع دبیرستان سال 1373 | |
هاشمیان امشب مقابل بهترین مدافعان جهان
-
تیم هانوفر در راستای آماده سازی خود برای حضور در مسابقات بوندس لیگاعصر امروز در یک بازی تدارکاتی ،مقابل رئال مادرید قرار می گیرد .هانوفر که شیوه آماده سازی و تمریناتش مورد انتقاد های زیادی قرار گرفته امشب در ورزشگاه اختصاصی اش (AWD Arena)مقابل تیم سرشناس رئال مادرید قرار می گیرد . مسئولان باشگاه هانوفر نیز امیدوارند ۴۷هزار نفر به ورزشگاه بیایند تا سکوهای AWP Arenaپر شود . وحید هاشمیان ،مهاجم ایرانی هانوفر هم این شانس را دارد که امشب مقابل پر افتخار ترین تیم اروپا قرار بگیرد .این بازیکن به دلیل همراهی ایران در مسابقات جام ملت های آسیا ،نتوانست هانوفر را در اردوی اتریش همراهی کند،ولی او چند روزی است که در تمرینات هانوفر حضور دارد . دیتر هکینگ ، سرمربی هانوفر در آستانه رویارویی با رئال مادرید گفته است:در این بازی هر نتیجه ای حاصل شودباز هم پتانسیلباز هم می گویم هانوفر پتانسیل بالایی دارد . به طور قطع تقابل وحید هاشمیان در نوک پیکان خط حمله هانوفر بامدافعان پر آوازه رئال مادرید مثل کاناوارو ،سالگادو،په په،سرجیو راموس و متسلدر دیدنی و جذاب خواهد بود.
هاشمیان: تیم برتر میدان بودیم اما...
مهاجم تیم ملی پس از شکست ۴ بر ۲ برابر تیم ملی کره ی جنوبی در ضربات پنالتی گفت :در این مسابقه بسیار بد شانس بودیم . وحید هاشمیان پس از حذف ایران از جام ملت های ۲۰۰۷ آسیا گفت:در جریان مسابقه تیم برتر میدان بودیم اما کره ها برای کسب نتیجه ی تساوی وارد میدان شده بودند . وی افزود:آنها می خواستند از روی ضربات آزاد و پنالتی به برتری برسند که در پایان به هدف نهایی خود دست یافتند . مهاجم تیم هانوفر تاءکید کرد :در ضربات پناتی بخت و اقبالعامل مهمی است ودر این شرایط همیشه تیم لایق به پیروزی نمیرسد .در این مسابقه بسیار بد شانس بودیم ودر جریان مسابقه ضربه جواد نکونام با بد اقبالی به گل تبدیل نشد .هاشمیان گفت: اگر این بازی را می بردیم برای کسب قهرمانی فاصله ی چندانی نداشتیم که متاءستفانه چنین اتفاقی رخ نداد.
آقای هاشمیان در جایگاه تماشاگران
تا حالا آقای هاشمیان رو این شکلی دیدید؟
اینم یه جنبه از هنر های آقای هاشمیان
پرسپولیسیم .طرفدار تیم های هانوفر و یوونتوس و آرسنال و بارسلونا هستم .عاشق بازی آقای هاشمیان و آقای نصرتی هستم .بازیهای لیونل مسی و فرانسسکو فابرگاس سولر رو هم دوست دارم .جیان لوئیجی بوفون هم بد بازی نمیکنه . اول از هم به همه تسلیت می گم ولی آخه این باخت که آخر دنیا نیست .البته من اطمینان دارم که سر مربی و کادر فنی ما متوجه شدن که دیگه آقای طالب لو رو تو دروازه نزارن و همینطور فهمیدن که پنالتی رو ندن آقای خطیبی بزنه .




